کد مطلب: ۲۱۶۸۸۵۵
لینک کوتاه کپی شد
پیامدهای انسداد ۷۷ درصدی تنگه هرمز و جهش قیمت‌ها بر اقتصاد جهانی؛

بازار جهانی انرژی بدون نقشه راه شد/نفت ۱۳۰ دلاری و اعتراف بزرگ جی‌پی مورگان

بازار جهانی انرژی بدون نقشه راه شد/نفت ۱۳۰ دلاری و اعتراف بزرگ جی‌پی مورگان

با سقوط ۷۷ درصدی جریان نفت از تنگه هرمز و عبور قیمت فیزیکی طلای سیاه از ۱۳۰ دلار، بانک جی‌پی مورگان با اذعان به بی‌اثری مدل‌های پیش‌بینی، از سردرگمی بی‌سابقه در بازار جهانی خبر داد؛ بحرانی که به علت تخلیه ذخایر، پرواز نرخ کرایه نفتکش‌ها و رشد شدید قیمت بنزین و گازوئیل، اقتصاد جهانی را با کندی و تخریب تقاضا مواجه کرده است.

با ادامه اختلال در تردد نفتکش‌ها در منطقه و کاهش شدید جریان نفت از تنگه هرمز و در حالی که قیمت‌های مرجع نفت در محدوده ۱۰۰ الی ۱۰۸ دلار معامله می‌شود، صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی از رسیدن قیمت فیزیکی طلای سیاه به بیش از ۱۳۰ دلار خبر می‌دهند، رقمی شوکه‌کننده که البته به لطف تخریب تقاضا می‌توانست شوکه‌کننده‌تر نیز باشد. گزارش‌ها نشان می‌دهد مصرف جهانی نفت اکنون حدود ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه در روز پایین‌تر از سال گذشته است، اما پشت این آرامش ظاهری، مکانیسمی نامتعارف در حال کار است که نمی‌تواند ادامه‌دار باشد. بانک جی‌پی مورگان، یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های امریکا که پیش از این برای ماه سپتامبر (شهریور) نفت ۹۰ دلاری را پیش‌بینی کرده بود، وقتی با افزایش حدود ۱۶ دلاری نفت مواجه شد در گزارشی به تازگی اعتراف کرد مدل قابل اتکایی برای پیش‌بینی بازار نفت وجود ندارد.

جریان نفت عبوری از تنگه هرمز از میانگین ۶/ ۲۱ میلیون بشکه در روز در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۹/۴ میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ رسیده که به معنای کاهش حدود ۷۷ درصدی است. بحران ناشی از مدیریت هوشمند تنگه هرمز حالا بسیاری از کشور‌ها را فراگرفته است. مثلاً لهستان یک معامله نفتی با ونزوئلا داشته و بابت آن پیش‌پرداخت هم داشته، اما حالا خبری از نفت نیست. همچنین گرانی بنزین و گازوئیل بسیاری از کشور‌ها را گرفتار تورم و کاهش رشد اقتصادی کرده است.

نفت بدون نقشه راه

اوایل درگیری‌ها پیش‌بینی می‌شد که آستانه اقتصادی مشخصی وجود دارد که دولت امریکا از آنها عبور نخواهد کرد، اما با گذشت شش ماه از آغاز درگیری‌ها، از بسیاری از این خطوط قرمز عبور کرده است و راهبرد مشخصی برای خروج از این اوضاع دیده نمی‌شود. براساس تازه‌ترین گزارش‌ها، قیمت نفت از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه فراتر رفته و قیمت بنزین به ۴ دلار و ۳۷ سنت برای هر گالن رسیده است. همچنین قیمت گازوئیل در امریکا نیز در آستانه اوج تقاضا در فصل زمستان، به سطح بی‌سابقه ۶ دلار و ۳۱ سنت برای هر گالن رسیده است، در حالی که ذخیره‌سازی‌های این کشور در پایین‌ترین سطح قرار دارد.

در پی این تلاطمات، بانک جی‌پی مورگان اعلام کرد که برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نمی‌توان چشم‌اندازی مشخص درباره سرانجام بازار‌های نفت ارائه داد. این بانک امریکایی، پیش از این قیمت منصفانه نفت خام شاخص برنت دریای شمال برای تحویل در ماه سپتامبر را حدود ۹۰ دلار برای هر بشکه برآورد کرده بود، در حالی که هم‌اکنون نفت برنت حدود ۱۰۶ دلار به‌ازای هر بشکه دادوستد می‌شود. این اختلاف قیمت نشان می‌دهد که بازار‌ها خطر کاهش بیشتر عرضه فراتر از برآورد ۱۰ میلیون بشکه در روز را در قیمت‌گذاری در نظر گرفته‌اند.

این نهاد مالی همچنین در این گزارش به خطر‌های فزاینده در سراسر خاورمیانه ازجمله اختلال تردد از تنگه باب‌المندب و آسیب به تأسیسات صادرات نفت عربستان سعودی اشاره و به تداوم حمله‌ها به زیرساخت‌های پالایشگاهی روسیه و شهر‌های اوکراین و تأثیر آن بر ادامه خطر‌های ژئوپلیتیک برای عرضه جهانی انرژی تأکید کرد.

تخریب عرضه به جای تقویت تقاضا

ذخایر جهانی نفت خام و فرآورده از آغاز جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، حدود ۶۰۰میلیون بشکه کاهش یافته و این یعنی بالشت ایمنی بازار به‌تدریج نازک‌تر می‌شود. البته این میزان از کاهش ذخایر نفت نیز به لطف برداشت کمتر از ذخیره‌سازی‌ها بوده است. وضعیتی که به‌طور ضمنی بخشی از فشار قیمتی را خنثی کرده، اما این مکانیسم بدون هزینه نبوده است. تکیه فزاینده بازار بر تخریب تقاضا به‌جای برداشت از ذخایر در عمل به معنای آن است که بخشی از تعادل امروز بازار، محصول کند شدن رشد اقتصاد جهانی است، نه بهبود واقعی عرضه.

پیش‌بینی آژانس انرژی و اوپک از قیمت‌های پیش‌رو

در شرایط کنونی ذخیره‌سازی‌های موجود در جهان، به‌ویژه در چین، اروپا، ژاپن و کره‌جنوبی به‌عنوان سپری در برابر اختلال طولانی‌مدت در عرضه عمل کرده‌اند، اما تحلیلگران هشدار داده‌اند که در صورت تداوم اختلال در عرضه از سوی تولیدکنندگان خاورمیانه، احتمال می‌رود که قیمت نفت اواخر سال جاری میلادی افزایش یابد، زیرا حجم ذخیره‌سازی‌ها بیش از پیش کاهش می‌یابد و بازار برای حفظ تعادل، به کاهش تقاضا به‌شدت وابسته می‌شود.

آژانس بین‌المللی انرژی هفته گذشته پیش‌بینی کرد که عرضه و تقاضای جهانی نفت در سال جاری میلادی بیش از پیش‌بینی‌های پیشین کاهش می‌یابد. در همین حال، سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (اوپک) نیز پیش‌بینی می‌کند که تقاضای جهانی نفت در سال جاری میلادی افزایش یابد. اوپک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای روزانه نفت در سال ۲۰۲۶ با رشد ۳۸۰هزار بشکه‌ای همراه باشد. تحلیلگران بر این باورند، اگر اختلالات منطقه غرب آسیا از جمله تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب و مسیر‌های صادراتی سعودی تداوم یابد، با تخلیه بیشتر ذخایر جهانی، بازار به‌طور فزاینده‌ای به تخریب تقاضا به‌عنوان تنها سازوکار تعادلی وابسته خواهد شد. البته به گفته آنها این وضعیت می‌تواند در ادامه سال به افزایش قیمت‌ها منجر شود.

بحران دیگر فقط قیمت نفت خام نیست

جهش نرخ کرایه نفتکش‌ها که تنها در یک هفته به ۸۰۰ واحد در مسیر فجیره به آسیا رسیده، نشان می‌دهد بحران دیگر فقط قیمت نفت خام نیست، بلکه هزینه فیزیکی جابه‌جایی آن نیز به‌شکلی مستقل از تحولات سیاسی در حال افزایش است. نکته کمتر دیده شده دیگر این است که دیزل امریکا با رکورد ۳۱/۶ دلار در هر گالن درست در آستانه فصل اوج تقاضای زمستانی قرار گرفته، در حالی که ذخایر آن در پایین‌ترین سطح تاریخی است؛ ترکیبی که ریسک کمبود فیزیکی سوخت گرمایشی را فارغ از روند کلی قیمت نفت خام، به‌طور جداگانه بالا می‌برد. تحلیلگران بازار حمل‌ونقل انرژی چندین سناریو را مطرح می‌کنند. از مجموع اظهارنظر آنها این‌گونه برآورد می‌شود که اگر آتش‌بس در جنگ علیه ایران پایدار شود و تردد از هرمز به روال عادی بازگردد، نرخ کرایه‌ها ظرف چند هفته افت کند، اما بازگشت کامل نرخ‌ها به سطح پیش از جنگ بعید دانسته می‌شود.

در سناریوی دیگر، مالکان کشتی به‌جای بازگشت به مسیر‌های معمول، آگاهانه کشتی را برای انبارسازی شناور نگه دارند تا از نوسان قیمت سود ببرند؛ رفتاری که پیش‌تر در دوران کووید نیز دیده شده و اکنون با نرخ‌های بسیار بالاتر تکرار می‌شود. افزایش کرایه کشتی مستقیماً وارد قیمت تحویل نفت خام در آسیا می‌شود و از آنجا به هزینه تمام شده بنزین و گازوئیل در کره‌جنوبی، ژاپن و چین سرایت می‌کند، حلقه‌ای که کمتر در گزارش‌های سیاسی روی جنگ با ایران دیده می‌شود، اما برای مصرف‌کننده آسیایی به‌اندازه جنگ روسیه و اوکراین برای اروپا اهمیت دارد.

 

دیدگاه