۲۱۰ همت وام فرزندآوری برای هیچ!/ روایت آمار از افت تولد علیرغم پرداخت تسهیلات
۲۱۰ همت وام تخصیصی به فرزندآوری در ۴ سال گذشته، عملا هیچ دستاوردی برای دولت نداشته و نتوانسته ذرهای از سیاستهای مدنظر سیاستگذار را پوشش دهد. به زبان ساده، این حجم از منابع کشور عملا سوخته و از بین رفته است.
تورمهای مزمن در ایران ریشه دوانده است. اتفاقی که تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تاثیر خود قرار داده و فرآیند تشکیل خانواده را تقریبا غیرممکن کرده است. در همین راستا، دولت برای تسهیل ازدواج و تشکیل خانواده از ابزار حمایتی به نام وام ازدواج و وام فرزندآوری استفاده کرده تا علاوه بر مسائل مذکور، در راستای اهداف جمعیتی نظیر کنترل میانگین سن جامعه قدم بردارد.
بر همین اساس، دو متغیر میانگین سن جامعه و نرخ تولد را بررسی میکنیم تا ببینیم سیاستگذار تا چه اندازه توانسته است در راستای راهبرد اهداف خود قدم بردارد. گفتنی است که در گزارشی، اثرات این تسهیلات تکلیفی را بر کیفیت طلاق و ازدواج بررسی کردیم.
نرخ تولد
یکی از ردیفهایی که دولت به آن بودجه تخصیص داده، تسهیلات فرزندآوری است. در این راستا دولت به ازای فرزند اول ۴۴ میلیون، فرزند دوم ۸۸ میلیون، فرزند سوم ۱۳۲ میلیون و فرزند پنجم و بیشتر مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان تسهیلات تعیین کرده است.

این اقدام توسط دولتی انجام میشود که با تورمهای مزمن و کسری منابع دستوپنجه نرم میکند، اما با این حال نه تنها فرزندآوری را از اولویتهای خود حذف نکرده است، بلکه تخصیص ۵۳ همت به این ردیف برای سال ۱۴۰۴، نشان از دغدغه دولت دارد.
بررسی آمارها، اما از واقعیت تلخ حکایت دارند و آن، شکست دولت در اجرای سیاست فرزندآوری است! همانطور که مشخص است، تعداد ولادتها در سال ۱۳۹۵، بالغ بر یک و نیم میلیون رویداد بود. حتی در سال ۱۴۰۱ که برای اولین بار وام تخصیصی برای فرزندآوری وضع شد، تعداد ولادتها حتی از ۱ میلیون رویداد هم کمتر بود.

اما گویی نرخ تورم، گوی سبقت را از رفاه و آسایش مردم ربود و فرزند و فرزندآوری را به یک رویا بدل کرد. ۴۴ میلیون تومان برای فرزند اول آن هم در وضعیت تورمی کشور، حتی کفاف هزینهی سال اول فرزند را نمیدهد. از اینرو خانوارها قبل از فرزندآوری، به تامین هزینهها فکر میکنند که کاهش ۶۷ درصدی تعداد ولادتها را در ۱۰ سال اخیر توجیه میکند.
از رشد نرخ وام فرزندآوری و کاهش تعداد ولادتها میتوان نتیجه گرفت که تخصیص منابع به این ردیف عملا سوخت. این بدان معنا است که دولت، که از سال ۱۴۰۱ تا به امروز ردیفی مجزا به فرزندآوری اختصاص داده است، ۲۱۰ همت سرمایهی کشور را بدون کوچکترین اثرگذاری، از بین برد.
میانگین سن جامعه
در ادامهی کاهش فرزندآوری، میتوان حدس زد که چه بلایی بر سر میانگین سن چامعه آمده است. میانگین سن هر جامعهای خصوصا در دنیایی که رشد و سرعت تکنولوژی حرف اول را میزند، میتواند شاخص مناسبی برای بررسی پویایی آن جامعه باشد.
جمعیت پیر به واسطهی اینکه به دوران بازنشستگی خود نزدیک شده و یا رسیدند، طلب خود را از دولت تحت عنوان حقوق بازنشستگی دریافت میکنند. آنها که سالیان سال به کار کردن مشغول بوده و دمادم خلق ارزش افزوده میکردند، اکنون به نقطهای رسیدند که به چشم دولت فقط هزینه به حساب میآیند.
از این رو به آیندهی کشوری میتوان امیدوار بود که نیروی جوان و با انگیزه تربیت کرده باشد. اما همانطور که مشخص است، نسبت جوانان، یعنی افراد بین ۱۸ تا ۲۲ سال به جمعیت بالای ۱۵ سال، جمعیتی که قادر به کار کردن هستند، از ۷۳ درصد در سال ۱۳۹۵، به ۵۰ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است.

فقر نیروی کار میتواند چرخهی تولید را بیش از پیش نابود کند و شرکتها را برای تامین نیروی انسانی خود، وارد چالش جدید کند.
میتوان نتیجه گرفت که وام ازدواج و وام فرزندآوری مطلقا هیچ نتیجهای نداشته و دولت میتواند منابع خود را از مسیرهای کاراتر، بازتعریف کند.