چرا شاخص تورم روستا شاخص بالاترى رانشان میدهد؟
جرا تورم مواد غذایى شدیدتر از بقیه کالاها احساس مشود؟ نقش ینهان جغرافیا در تفاوت قیمت تورم در اقتصاد ایران دیکر صرفاً افزایش عمومى قیمتها نیست؛ براى بخش بزرکى از خانوارها، مسئله أصلى به سرعت افرایش قیمت کالاهاى ضرورى، بدویره مواد غذایى، تبدیل شده است. تازه ترین دادههاى مرکز آمار ایران نشان مى دهد در تیرماه ١٢٠٥، در حالى که تورم نقطه بهنقطه کل کشور به حدود ٨٨ درصد رسیده، تورم مواد غذایى وآشامیدنى ها به حدود ١٢٨ درصد رسیده است. در همین میان، برخى اقلام با جهش هایى بسیار بزرکتر مواجه شدهاند؛ به طورى که تورم نقطه به نقطه مکروه روغن وجربى ها به حدود ١ء٢ درصد رسیده است.
این ارقام یک سؤال مهم ایجاد مى کند: جرا مواد غذایى با سرعتى بسیار بیشتر أز سطح عمومى قیمتها کران مى شوند و جرا فشار این کرانى در همه نقاط کشور یکسان نیست؟
یاسخ را نمى توان فقط در نرخ ارز، نقدیتکى یا سیاست هاى یولى جست وجو کرد. بخشى از این مسئله به ساختار تولید، بخشى به وابستکى وارداتى وبخشى به شبکه توزیع بازمى کردد؛ اما یک عامل کمتر دیده شده نیز در این میان وجود دارد : جغرافیاى تولید ومصرف.
محل تولید غذا، محل توزیع آن ومحل مصرف أن الزاماً یکسان نیستند. فاصله میان این سه نقطه، خود مى تواند هزیته اى به قیمت نهایى غذا اضافه کند وحتى باعث شود یک شوک قیمتى در مناطق مختلف، شدت متفاوتى داشته باشد.
تورم موادى غذایى، تورم معمولى نیست
افرایش قیمت مسکن، خودرو یا برخى کالاهاى بادوام رامى توان تاحدى با کاهش خرید یا به تعویق انداختن مصرف مدیریت کرد: اما درباره غذا جنین امکانى وجود ندارد. خانوار ممکن است خرید یک خودرو را یک سال عقب بیتدازد، أما نمى توائد مصرف مواد غذایى را به همین شکل متوقف کند.
از همین روء تورم مواد غذایى اثر رفاهى بسیار شدیدترى دارد. این مسئله براى خانوارهاى کم درآمد اهمیت بیشترى دارد، زیرا سهم مواد غذایى از مخارج أنها بیشتر است. بثابراین وقتى تورم مواد غذایى به ١٢٨ درصد مى رسد، فشار آن براى یک خانوار کم درآمد بسیار بیشتر از جیزى است که تورم عمومى 66 درصدى نشان مى دهد.
اما مسئله فقط میزان تورم نیست؛ مکان زندکى نیز تعیین مى کند این تورم جکونه تجربه شود.
براساس دادمهاى مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه در مناطق روستایى حدود ١٣ واحد درصد بالاتراز مناطق شهرى کوارش شده است. این اختلاف نشان مى دهد کرانى در اقتصاد ایران یک یدیده کاملاً یکسان وسراسرى نیست وجغرافیا مى توائد شدت برخورد خانوار یا شوکهاى قیمتى را تغییر دهد.
در نکاه اول ممکن است تصور شود مناطق روستایى، به دلیل نزدیکى به محل تولید محصولات کشاورزى، باید از غذاى
أرزان ترى برخوردار باشند. اما نزدیکى به محل تولید لزوماً به معناى دسترسى ارزان تربه غذا نیست.
یک محصول کشاورزى براى رسیدن به مصرف کنتده باید از جند مرحله عبور کند: تولید، جمع أورى، بسته بندى،
حمل ونقل، انبار دارى، عمدهفروشى ودر نهایت خرده فروشى. هر مرحله هزیتهاى به قیمت نهایى اضافه مى کند.
از سوى دیکر، بسیارى از مناطق روستایى وشهرهاى کوجک با بازارهاى کوجکتر، فاصله بیشتر از مراکز عمده فروشى و
زیرساخت محدودتر حمل ونقل ونکهدارى مواجه اند. در جنین شرایطىء هزینه رساندن یک محموله کوجک کالا به بازار
مصرف مى تواند نسبت به ارزش کالا بالا باشد.
به بیان ساده، هزیته حمل ونقل وتوزیع در بازارهاى کوجک به انداره بازارهاى بزرک قابل سرشکن شدن نیست.
در مقابل، کلان شهرها از مزیت تراکم برخور دارند. تعداد بالاى مصرف کتندکان، فروشکامها، انیارها، عمده فروشان ومراکز
توزیع باعث مى شود بخشى از هزینه هاى لجستیکى میان حجم بزر کترى از معاملات تقسیم شود.
بثابراین ممکن است یک روستا به محل تولید یک محصول بسیار نزدیک باشد، اما به دلیل ضعف شبکه توزیع ومقیاس
پایین بازار، مصرف کتنده آن محصول رابا قیمت بالاترى خریدارى کند.
مسئله فقط دلار نیست: ساختار تولید هم أهمیت دارد
یکى از مهم ترین دلایل افرایش قیمت مواد غذایى، افرایش نرخ ارز است. اما این تنها عامل نیست. در واقع، افرایش فرخ
أرز از مسیرهاى مختلفى وارد زنجیره تولید غذا مى شود وسیس با عوامل داخلى ترکیب مى شود. شاید مواردى در
دسترس نباشد تابتوان در شرایط خاص کنتول قیمت را انجام داد ولى موارد داخلى با سیاست کذارى دقیق امرى ممکن
براى کاهش این سرعت رشد قیمت است.
کشاورزى وصتایع غذایى ایران به مجموعه اى از نهادههاى وارداتى وابسته اند؛ از خوراک دام وطیور کرفته تا برخى انواع
کود، سم، دارو، ماشین آلات ومواد اولیه صنایع غذایى. بتابراین افرایش نرخ ارز فقط قیمت کالاى وارداتى نهایى رایالا
نمى یرد: بلکه هزیته تولید داخلى رانیز افرایش مى دهد. این موضوع درباره کالاهایى مائند کوشت، مرغ، تخم مرغ و لبنیات اهمیت بیشترى دارد. آکر هزینه خوراک دام وطیور افرایش بیدا کند، اثر آن یایک فاصله زمانى در قیمت
محصولات نهایى ظاهر مى شود.
در نتیجه، حتى اکریک محصول در داخل کشور تولید شود، لزوماً «کالاى مستقل از ارز» نیست
اما اینجا جغرافیا دوباره وارد معادله مى شود. افزایش هزینه نهاده در یک نقطه، از طریق زنجیره تولید و توزیع به نقاط دیکر منتقل مى شود؛ در حالى که هزینه حمل، فاصله از بازار واندازه بازار مى تواتد ثدت این انتقال را در مناطق مختلف متفاوت کند.
شهر نشینی، فاصله ای که یه قیمت تبدیل مى شود
اقتصاد ایران طى جند دهه کذشته به شدت شهرنشین شده است. بخش بزرکى از جمعیت در شهرهاى بزرک ومتوسط متمرکز شده، در حالى که بخش قابل توجهى از تولید مواد غذایى در مناطق روستایى و کشاورزى انجام مى شود.
این تغییر، یک شکاف فضایى مهم ایجاد کرده است:
محل تولید غذا با محل مصرف غذا فاصله کرفته است.هرجه این فاصله بیشتر باشد، أهمیت حمل وتقل، سردخاته، انباردارى وشبکه توزیع تیز بیشتر مى شود. در کالاهاى فسادیذیر، مسئله حتى جدى تراست. أکر زیر ساخت تکهدارى و حمل مناسب تباشد، بخشى از محصول بیش از رسیدن به مصرف کننده از بین مى رود. هزینه این اتلاف نیز در تهایت به قیمت محصول سالم منتقل مى شود.
به این ترتیب، جغرافیا فقط یک ویرکى روى نقشه نیست؛ جغرافیا مى تواند به یک جزء أز قیمت تمام شده غذا تبدیل ثود.
جرا تورم غذا در مناطق مختلف یکسان نیست؟
تفاوت تورم شهرى وروستایى راتمى توان صرفاً با یک عامل توضیح داد. درآمد، الکوى مصرف، دسترسى به بازار، ساختار اشتغال، فاصله از مراکز توزیع وحتى نوع کالاهاى مصرفى خانوارها در مناطق مختلف متفاوت است.
أما همین تفاوتها یک تکته مهم سیاستى را آشکار مى کند :تورم یکسان، لزوماً فشار معیشتى یکسان ایجاد ثمى کند.
ممکن است دوخاتوار با أفزایش مشابه قیمت یک کالا مواجه شوند، لما خاتوارى که درآمد بایین ترء سهم خوراک بالاتر و دسترسى محدود ترى به بازار دارده آسیب بیشترى بییند. به همین دلیل، بالاتر بودن تورم در مناطق روستایى راباید فراتر ازیک عدد آمارى دید. این اختلاف مى توائد تشانهاى از تفاوت در ظرفیت اقتصادهاى محلى براى جذب و تعدیل شوکهاى قیمتى باشد.
عدد ١٢٨ درصدى تورم تقطه به تقطه مواد غذابى وجهش ٢٢١ درصدى قیمت روغن راتباید فقط جند عدد در کزارش هاى آمارى دید. این ارقام نشانه آسیب یذیرى زنجیره تأمین غذاى ایران در برابر شوکهاى ارزى، تجارى وتولیدى است.اما یک تکته کمتر دیدمشده تیز در این میان وجود دارد: تورم غذا یک یدیده جغرافیایى هم هست. محل تولید،مسیر توزیع ومحل مصرف بر هزینه نهایى غذا اترمى کذارند وبه همین دلیل، خانوار روستایء ساکن شهر کوجک و ساکن کلان شهر الزاما یک شوک قیمتى رابه یک شکل تجربه تمى کنند.
قتصاد غذا از مزرعه شروع مى شوده اما قیمت آن فقط در مزرعه تعیین نمى شود؟ در مسیر رسیدن از مزرعه به بازار، جغرافیا، حمل وتقل، مقیاس بازار وشبکه توزیع نیز بخشى ازقیمت تهایى رامى سازتد.
بنابراین أکر سیاست کذار مى خواهد تورم مواد غذایى رامهار کند، تباید تنها به قیمت نهایى یا متغیرهاى یولى تکاه کندء بلکه باید کل مسیر مزرعه تا سفره وتفاوت هاى جغرافیایى این مسیر رادر سیاست کذارى وارد کند.
سید امیرحسین میرغیاثی دانشجوى ارشد اقتصاد شهرى