چرا تورم مواد غذایی شدیدتر از بقیه کالاها احساس میشود؟ نقش پنهان جغرافیا در تفاوت قیمت
تورم در اقتصاد ایران دیگر صرفاً افزایش عمومی قیمتها نیست؛ برای بخش بزرگی از خانوارها، مسئله اصلی به سرعت افزایش قیمت کالاهای ضروری، بهویژه مواد غذایی، تبدیل شده است. تازهترین دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد در تیرماه ۱۴۰۵، در حالی که تورم نقطهبهنقطه کل کشور به حدود ۸۸ درصد رسیده، تورم مواد غذایی و آشامیدنیها به حدود ۱۲۸ درصد رسیده است. در همین میان، برخی اقلام با جهشهایی بسیار بزرگتر مواجه شدهاند؛ بهطوری که تورم نقطهبهنقطه گروه روغن و چربیها به حدود ۲۶۱ درصد رسیده است.
این ارقام یک سؤال مهم ایجاد میکند: چرا مواد غذایی با سرعتی بسیار بیشتر از سطح عمومی قیمتها گران میشوند و چرا فشار این گرانی در همه نقاط کشور یکسان نیست؟
پاسخ را نمیتوان فقط در نرخ ارز، نقدینگی یا سیاستهای پولی جستوجو کرد. بخشی از این مسئله به ساختار تولید، بخشی به وابستگی وارداتی و بخشی به شبکه توزیع بازمیگردد؛ اما یک عامل کمتر دیدهشده نیز در این میان وجود دارد: جغرافیای تولید و مصرف.
محل تولید غذا، محل توزیع آن و محل مصرف آن الزاماً یکسان نیستند. فاصله میان این سه نقطه، خود میتواند هزینهای به قیمت نهایی غذا اضافه کند و حتی باعث شود یک شوک قیمتی در مناطق مختلف، شدت متفاوتی داشته باشد.
تورم موادی غذایی، تورم معمولی نیست
افزایش قیمت مسکن، خودرو یا برخی کالاهای بادوام را میتوان تا حدی با کاهش خرید یا به تعویق انداختن مصرف مدیریت کرد؛ اما درباره غذا چنین امکانی وجود ندارد. خانوار ممکن است خرید یک خودرو را یک سال عقب بیندازد، اما نمیتواند مصرف مواد غذایی را به همین شکل متوقف کند.
از همین رو، تورم مواد غذایی اثر رفاهی بسیار شدیدتری دارد. این مسئله برای خانوارهای کمدرآمد اهمیت بیشتری دارد، زیرا سهم مواد غذایی از مخارج آنها بیشتر است. بنابراین وقتی تورم مواد غذایی به ۱۲۸ درصد میرسد، فشار آن برای یک خانوار کمدرآمد بسیار بیشتر از چیزی است که تورم عمومی 66 درصدی نشان میدهد.
اما مسئله فقط میزان تورم نیست؛ مکان زندگی نیز تعیین میکند این تورم چگونه تجربه شود.
بر اساس دادههای مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه در مناطق روستایی حدود ۱۳ واحد درصد بالاتر از مناطق شهری گزارش شده است. این اختلاف نشان میدهد گرانی در اقتصاد ایران یک پدیده کاملاً یکسان و سراسری نیست و جغرافیا میتواند شدت برخورد خانوار با شوکهای قیمتی را تغییر دهد.
چرا شاخص تورم روستا شاخص بالاتری را نشان میدهد؟
در نگاه اول ممکن است تصور شود مناطق روستایی، به دلیل نزدیکی به محل تولید محصولات کشاورزی، باید از غذای ارزانتری برخوردار باشند. اما نزدیکی به محل تولید لزوماً به معنای دسترسی ارزانتر به غذا نیست.
یک محصول کشاورزی برای رسیدن به مصرفکننده باید از چند مرحله عبور کند: تولید، جمعآوری، بستهبندی، حملونقل، انبارداری، عمدهفروشی و در نهایت خردهفروشی. هر مرحله هزینهای به قیمت نهایی اضافه میکند.
از سوی دیگر، بسیاری از مناطق روستایی و شهرهای کوچک با بازارهای کوچکتر، فاصله بیشتر از مراکز عمدهفروشی و زیرساخت محدودتر حملونقل و نگهداری مواجهاند. در چنین شرایطی، هزینه رساندن یک محموله کوچک کالا به بازار مصرف میتواند نسبت به ارزش کالا بالا باشد.
به بیان ساده، هزینه حملونقل و توزیع در بازارهای کوچک به اندازه بازارهای بزرگ قابل سرشکن شدن نیست.
در مقابل، کلانشهرها از مزیت تراکم برخوردارند. تعداد بالای مصرفکنندگان، فروشگاهها، انبارها، عمدهفروشان و مراکز توزیع باعث میشود بخشی از هزینههای لجستیکی میان حجم بزرگتری از معاملات تقسیم شود.
بنابراین ممکن است یک روستا به محل تولید یک محصول بسیار نزدیک باشد، اما به دلیل ضعف شبکه توزیع و مقیاس پایین بازار، مصرفکننده آن محصول را با قیمت بالاتری خریداری کند.
مسئله فقط دلار نیست؛ ساختار تولید هم اهمیت دارد
یکی از مهمترین دلایل افزایش قیمت مواد غذایی، افزایش نرخ ارز است. اما این تنها عامل نیست. در واقع، افزایش نرخ ارز از مسیرهای مختلفی وارد زنجیره تولید غذا میشود و سپس با عوامل داخلی ترکیب میشود. شاید مواردی در دسترس نباشد تا بتوان در شرایط خاص کنترل قیمت را انجام داد ولی موارد داخلی با سیاست گذاری دقیق امری ممکن برای کاهش این سرعت رشد قیمت است.
کشاورزی و صنایع غذایی ایران به مجموعهای از نهادههای وارداتی وابستهاند؛ از خوراک دام و طیور گرفته تا برخی انواع کود، سم، دارو، ماشینآلات و مواد اولیه صنایع غذایی. بنابراین افزایش نرخ ارز فقط قیمت کالای وارداتی نهایی را بالا نمیبرد؛ بلکه هزینه تولید داخلی را نیز افزایش میدهد. این موضوع درباره کالاهایی مانند گوشت، مرغ، تخممرغ و لبنیات اهمیت بیشتری دارد.
اگر هزینه خوراک دام و طیور افزایش پیدا کند، اثر آن با یک فاصله زمانی در قیمت محصولات نهایی ظاهر میشود.
در نتیجه، حتی اگر یک محصول در داخل کشور تولید شود، لزوماً «کالای مستقل از ارز» نیست.
اما اینجا جغرافیا دوباره وارد معادله میشود. افزایش هزینه نهاده در یک نقطه، از طریق زنجیره تولید و توزیع به نقاط دیگر منتقل میشود؛ در حالی که هزینه حمل، فاصله از بازار و اندازه بازار میتواند شدت این انتقال را در مناطق مختلف متفاوت کند.
شهرنشینی؛ فاصلهای که به قیمت تبدیل میشود
اقتصاد ایران طی چند دهه گذشته به شدت شهرنشین شده است. بخش بزرگی از جمعیت در شهرهای بزرگ و متوسط متمرکز شده، در حالی که بخش قابل توجهی از تولید مواد غذایی در مناطق روستایی و کشاورزی انجام میشود.
این تغییر، یک شکاف فضایی مهم ایجاد کرده است:
محل تولید غذا با محل مصرف غذا فاصله گرفته است.هرچه این فاصله بیشتر باشد، اهمیت حملونقل، سردخانه، انبارداری و شبکه توزیع نیز بیشتر میشود. در کالاهای فسادپذیر، مسئله حتی جدیتر است. اگر زیرساخت نگهداری و حمل مناسب نباشد، بخشی از محصول پیش از رسیدن به مصرفکننده از بین میرود. هزینه این اتلاف نیز در نهایت به قیمت محصول سالم منتقل میشود.
به این ترتیب، جغرافیا فقط یک ویژگی روی نقشه نیست؛ جغرافیا میتواند به یک جزء از قیمت تمامشده غذا تبدیل شود.
چرا تورم غذا در مناطق مختلف یکسان نیست؟
تفاوت تورم شهری و روستایی را نمیتوان صرفاً با یک عامل توضیح داد. درآمد، الگوی مصرف، دسترسی به بازار، ساختار اشتغال، فاصله از مراکز توزیع و حتی نوع کالاهای مصرفی خانوارها در مناطق مختلف متفاوت است.
اما همین تفاوتها یک نکته مهم سیاستی را آشکار میکند: تورم یکسان، لزوماً فشار معیشتی یکسان ایجاد نمیکند.
ممکن است دو خانوار با افزایش مشابه قیمت یک کالا مواجه شوند، اما خانواری که درآمد پایینتر، سهم خوراک بالاتر و دسترسی محدودتری به بازار دارد، آسیب بیشتری ببیند. به همین دلیل، بالاتر بودن تورم در مناطق روستایی را باید فراتر از یک عدد آماری دید. این اختلاف میتواند نشانهای از تفاوت در ظرفیت اقتصادهای محلی برای جذب و تعدیل شوکهای قیمتی باشد.
عدد ۱۲۸ درصدی تورم نقطهبهنقطه مواد غذایی و جهش ۲۶۱ درصدی قیمت روغن را نباید فقط چند عدد در گزارشهای آماری دید. این ارقام نشانه آسیبپذیری زنجیره تأمین غذای ایران در برابر شوکهای ارزی، تجاری و تولیدی است.اما یک نکته کمتر دیدهشده نیز در این میان وجود دارد: تورم غذا یک پدیده جغرافیایی هم هست. محل تولید، مسیر توزیع و محل مصرف بر هزینه نهایی غذا اثر میگذارند و به همین دلیل، خانوار روستایی، ساکن شهر کوچک و ساکن کلانشهر الزاماً یک شوک قیمتی را به یک شکل تجربه نمیکنند.
اقتصاد غذا از مزرعه شروع میشود، اما قیمت آن فقط در مزرعه تعیین نمیشود؛ در مسیر رسیدن از مزرعه به بازار، جغرافیا، حملونقل، مقیاس بازار و شبکه توزیع نیز بخشی از قیمت نهایی را میسازند.
بنابراین اگر سیاستگذار میخواهد تورم مواد غذایی را مهار کند، نباید تنها به قیمت نهایی یا متغیرهای پولی نگاه کند؛ بلکه باید کل مسیر مزرعه تا سفره و تفاوتهای جغرافیایی این مسیر را در سیاستگذاری وارد کند.
«سید امیرحسین میرغیاثی دانشجوی ارشد اقتصاد شهری»