کد مطلب: ۲۱۶۸۷۵۳
لینک کوتاه کپی شد

طلا میان جنگ و نرخ بهره؛ کف‌های خرید کجاست؟

طلا میان جنگ و نرخ بهره؛ کف‌های خرید کجاست؟

در گفتگوی اختصاصی با حضور مهدی تمیزی‌فر و محمد کلانتریون، کارشناسان اقتصادی، مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر بازار جهانی و داخلی طلا و سناریوهای پیش‌روی این بازار بررسی شد.

در گفتگوی خبرگزاری نوداقتصادی با مهدی تمیزی‌فر و محمد کلانتریون مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر بازار جهانی و داخلی طلا و سناریوهای پیش‌روی این بازار مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

  مهدی تمیزی‌فر، در ابتدای این گفتگو اظهار داشت: قیمت طلا در بازار داخلی بیش از هر چیز از برهم‌کنش دو مؤلفه اصلی، یعنی نرخ دلار و قیمت اونس جهانی طلا، تأثیر می‌پذیرد. اونس جهانی به سیاست پولی آمریکا، نرخ بهره، تورم، تحولات ژئوپلیتیک، قیمت انرژی، وضعیت بدهی دولت آمریکا و تقاضای بانک‌های مرکزی حساس است؛ در حالی که مسیر دلار در ایران را عواملی مانند رشد نقدینگی و تورم، دسترسی به منابع ارزی، سیاست‌های ارزی، تحولات سیاسی و انتظارات فعالان اقتصادی شکل می‌دهند.

وی افزود: برای ترسیم چشم‌انداز طلای داخلی، ابتدا باید مسیر احتمالی اونس و دلار را به‌صورت جداگانه بررسی کرد و سپس سنجید که ترکیب این دو متغیر، چه سناریوهایی را برای قیمت طلا در بازار ایران رقم می‌زند.

تمیزی‌فر با اشاره به شرایط بازار جهانی اظهار کرد: طلا اکنون میان دو نیروی قدرتمند و تا حدی متضاد قرار گرفته است؛ ریسک‌های ژئوپلیتیک از یک سو و نرخ‌های بهره از سوی دیگر. در نگاه نخست، تشدید جنگ و افزایش نااطمینانی‌های سیاسی معمولاً به نفع طلاست، زیرا در دوره‌های بحرانی، سرمایه‌گذاران بخشی از دارایی‌های خود را به گزینه‌های امن منتقل می‌کنند و طلا یکی از نخستین مقاصد این جریان است.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: با این حال، اگر جنگ به‌ویژه در مناطق مهم تولید و انتقال انرژی تشدید شود و قیمت نفت به شکل پایدار افزایش یابد، هزینه انرژی، حمل‌ونقل و تولید نیز بالا خواهد رفت. نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند افزایش فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی باشد و کار بانک‌های مرکزی، به‌خصوص فدرال رزرو، را برای کاهش نرخ بهره دشوارتر کند.

وی زنجیره اثرگذاری این تحولات را چنین توضیح داد: تشدید جنگ می‌تواند به افزایش قیمت نفت، رشد فشارهای تورمی، تداوم یا افزایش نرخ بهره و در نهایت فشار بر اونس جهانی طلا منجر شود. این مسیر یکی از مهم‌ترین سازوکارهایی است که باید در تحلیل شرایط کنونی بازار طلا مورد توجه قرار گیرد.

تمیزی‌فر با اشاره به تازه‌ترین آمار تورم آمریکا گفت: شاخص قیمت مصرف‌کننده آمریکا در ماه اوت ۰.۴ درصد نسبت به ماه قبل و ۳.۴ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافت و تورم هسته‌ای نیز رشد ۰.۳ درصدی را ثبت کرد. انتشار این ارقام احتمال افزایش نرخ بهره در نشست پیش‌روی فدرال رزرو را به شکل محسوسی بالا برد؛ به‌طوری که بازار در پایان هفته، احتمال افزایش یک‌چهارم واحد درصدی نرخ بهره را حدود ۸۶ درصد پیش‌بینی می‌کرد.

وی افزود: پیام این داده‌ها برای بازار طلا روشن است. باقی‌ماندن تورم در سطوح بالاتر از هدف فدرال رزرو، مسیر کاهش نرخ بهره را دشوارتر می‌کند. نرخ بهره بالاتر نیز جذابیت اوراق و سایر دارایی‌های بهره‌دار را افزایش می‌دهد و هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا می‌برد. از این رو، افزایش احتمال نرخ بهره می‌تواند در کوتاه‌مدت مانعی در برابر رشد اونس باشد.

محمد کلانتریون نیز در ادامه این گفتگو تشریح کرد: رابطه جنگ و طلا یک‌طرفه نیست. همان جنگی که از مسیر نفت و تورم می‌تواند به افزایش نرخ بهره و فشار بر اونس منجر شود، از مسیر افزایش نااطمینانی و تقاضا برای دارایی امن نیز به نفع طلا عمل می‌کند. به همین دلیل، در دوره‌های تنش، دو نیروی مخالف به‌طور هم‌زمان در بازار فعال می‌شوند.

وی افزود: در کوتاه‌مدت ممکن است انتشار یک خبر نظامی یا سیاسی، تقاضای طلا را افزایش دهد؛ اما اگر پیامد پایدار آن جهش قیمت نفت و تشدید تورم باشد، بازار خیلی زود نگاه خود را به واکنش فدرال رزرو معطوف خواهد کرد. در این مرحله، افزایش نرخ بهره و بازده اوراق می‌تواند اثر اولیه تقاضای پناهگاه امن را خنثی کند یا حتی بر آن غلبه کند.

کلانتریون درباره آثار احتمالی کاهش تنش‌ها گفت: فروکش‌کردن تنش‌ها می‌تواند فشار را از بازار انرژی بردارد. کاهش قیمت نفت از شدت فشارهای تورمی می‌کاهد و در صورت استمرار، فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره در اختیار فدرال رزرو قرار می‌دهد. کاهش نرخ بهره و بازده اوراق نیز هزینه فرصت نگهداری طلا را پایین می‌آورد و می‌تواند در میان‌مدت دوباره به سود اونس تمام شود.

این فعال بازار سرمایه تأکید کرد: برخلاف تصور اولیه، کاهش تنش‌های سیاسی لزوماً برای طلا خبر بدی نیست. اگر این کاهش تنش به افت قیمت انرژی، کنترل تورم و در نهایت کاهش نرخ بهره منجر شود، می‌تواند زمینه حرکت صعودی بعدی اونس را فراهم کند.

وی درباره چشم‌انداز کوتاه‌مدت اونس اظهار کرد: با توجه به داده‌های جدید تورمی و افزایش احتمال اتخاذ سیاست پولی انقباضی‌تر در آمریکا، نمی‌توان احتمال ادامه فشار بر اونس را نادیده گرفت. در چنین سناریویی، محدوده ۴۰۰۰ دلار می‌تواند یکی از

سطوح مهم بازار باشد. البته این عدد نباید به‌عنوان کف قطعی در نظر گرفته شود؛ بلکه محدوده‌ای است که در صورت تکمیل موج اصلاحی، نسبت ریسک به بازده خرید در آن جذاب‌تر خواهد شد.

کلانتریون افزود: برای سرمایه‌گذاری که قصد دارد بخشی از دارایی دلاری خود را به طلا تبدیل کند، صرف کاهش چندروزه اونس لزوماً به معنای فرارسیدن زمان خرید نیست. منطقی‌تر آن است که ابتدا نشانه‌هایی از تخلیه فشار فروش و شکل‌گیری یک محدوده حمایتی در اونس مشاهده شود و سپس ورود به بازار به‌صورت تدریجی انجام گیرد.

مهدی تمیزی‌فر در بخش دیگری از این گفتگو به عوامل بلندمدت مؤثر بر بازار اشاره کرد و گفت: اگر از نوسانات کوتاه‌مدت فاصله بگیریم، تصویر بلندمدت طلا همچنان از چند نیروی ساختاری حمایت می‌شود که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بدهی دولت آمریکاست.

وی توضیح داد: افزایش بدهی عمومی، کسری بودجه و هزینه بالای تأمین مالی در بلندمدت می‌تواند نگرانی‌ها درباره پایداری مالی و ارزش واقعی دارایی‌های دلاری را افزایش دهد. در کنار آن، خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی طی سال‌های اخیر به یک عامل مهم و نسبتاً پایدار در سمت تقاضا تبدیل شده است.

تمیزی‌فر افزود: تنوع‌بخشی به ذخایر، کاهش وابستگی به یک ارز خاص و افزایش تاب‌آوری در برابر شوک‌های سیاسی و مالی، از مهم‌ترین انگیزه‌های بانک‌های مرکزی برای افزایش ذخایر طلاست. بنابراین اصلاح کوتاه‌مدت اونس تحت فشار نرخ بهره، لزوماً به معنای پایان روند بلندمدت صعودی طلا نیست.

وی ادامه داد: ممکن است طی چند ماه آینده سیاست پولی دست بالا را داشته باشد؛ اما در افق بلندتر، بدهی آمریکا، کاهش احتمالی نرخ بهره و تداوم تقاضای بانک‌های مرکزی می‌توانند بار دیگر به نفع طلا عمل کنند.

محمد کلانتریون با تمرکز بر بازار داخلی گفت: برای سرمایه‌گذار ایرانی، اونس تنها نیمی از معادله است. نیم دیگر این معادله، و در بسیاری از مقاطع حتی بخش مهم‌تر آن، نرخ دلار است.

وی افزود: بازار ارز ایران در کوتاه‌مدت بیش از هر چیز به تحولات سیاسی، میزان دسترسی به منابع ارزی و انتظارات فعالان اقتصادی واکنش نشان می‌دهد. کاهش تنش‌ها یا شکل‌گیری یک تفاهم معتبر می‌تواند تقاضای احتیاطی ارز را کاهش دهد و زمینه اصلاح نرخ دلار را فراهم کند. در مقابل، تشدید درگیری‌ها، افزایش محدودیت‌های خارجی یا دشوارترشدن دسترسی به منابع ارزی، فشار صعودی بر دلار را افزایش خواهد داد.

کلانتریون اظهار کرد: ممکن است افزایش نرخ بهره در آمریکا موجب کاهش اونس جهانی شود، اما هم‌زمان تشدید تنش‌های سیاسی در منطقه، نرخ دلار در ایران را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بخشی از افت اونس از طریق افزایش نرخ ارز جبران می‌شود و طلای داخلی الزاماً به اندازه بازار جهانی کاهش نمی‌یابد.

وی با اشاره به نقش انتظارات تورمی گفت: بازار ارز و طلا معمولاً پیش از آنکه آثار تورم در آمارهای رسمی نمایان شود، به انتظار افزایش قیمت‌ها واکنش نشان می‌دهند. زمانی که فعالان اقتصادی انتظار کاهش ارزش پول را دارند، بخشی از تقاضای آینده خود برای ارز و طلا را به زمان حال منتقل می‌کنند.

این فعال بازار سرمایه ادامه داد: در افق بلندمدت نمی‌توان از نقش متغیرهای پولی چشم‌پوشی کرد. رشد نقدینگی و تورم مزمن موجب می‌شود تثبیت نرخ ارز در یک سطح اسمی برای دوره‌ای طولانی دشوار باشد. بنابراین باید میان افت کوتاه‌مدت دلار بر اثر یک شوک سیاسی مثبت و مسیر آن در افق شش‌ماهه یا یک‌ساله تفاوت قائل شد.

مهدی تمیزی‌فر درباره سناریوی اصلاحی بازار گفت: به جای ارائه یک پیش‌بینی قطعی، می‌توان چند سناریوی مشخص برای طلای داخلی ترسیم کرد. در سناریوی اصلاحی، اگر افزایش فشارهای تورمی در آمریکا و تداوم نرخ‌های بهره بالا، اونس جهانی را تا محدوده ۴۰۰۰ دلار عقب براند و هم‌زمان کاهش تنش‌ها یا مداخله مؤثر در بازار ارز، دلار را به محدوده ۲۱۵ تا ۲۳۰ هزار تومان برساند، ارزش نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار تقریباً در محدوده ۲۰.۷ تا ۲۲.۲ میلیون تومان قرار خواهد گرفت.

وی افزود: بر این اساس، محدوده ۲۲ میلیون تومان می‌تواند نخستین ناحیه قابل‌تأمل برای خرید تدریجی باشد و در صورت تعمیق اصلاح، محدوده ۲۰.۵ تا ۲۱ میلیون تومان از جذابیت بیشتری برخوردار خواهد شد.

تمیزی‌فر با تأکید بر ضرورت ورود مرحله‌ای به بازار اظهار کرد: در بازاری که هم اونس و هم دلار ممکن است با انتشار یک گزارش تورمی، تغییر قیمت نفت، تصمیم فدرال رزرو یا خبر سیاسی تغییر مسیر دهند، تلاش برای یافتن یک کف دقیق، بیش از آنکه تصمیمی سرمایه‌گذاری باشد، نوعی شرط‌بندی روی یک عدد است.

محمد کلانتریون نیز درباره سناریوی بلندمدت بازار گفت: اگر فشارهای تورمی در آمریکا فروکش کند، قیمت انرژی از سطوح بالای ناشی از بحران فاصله بگیرد و فدرال رزرو بار دیگر وارد مسیر کاهش نرخ بهره شود، یکی از مهم‌ترین موانع رشد طلا کنار خواهد رفت. اگر این وضعیت با ادامه خرید بانک‌های مرکزی همراه شود، بازگشت اونس به مسیر صعودی قابل تصور خواهد بود.

وی افزود: در چنین سناریویی، محدوده ۴۹۰۰ دلار می‌تواند به‌عنوان هدف بعدی اونس در نظر گرفته شود. با این حال، برای تعیین قیمت طلای داخلی، بار دیگر نرخ دلار نقش تعیین‌کننده خواهد داشت.

 

کلانتریون ادامه داد: اگر تنش‌های سیاسی کاهش یابد و یک تفاهم نسبتاً پایدار شکل بگیرد، بخشی از ریسک سیاسی موجود در قیمت ارز تخلیه خواهد شد. با این حال، تورم و رشد نقدینگی داخلی اجازه نمی‌دهد انتظار داشته باشیم نرخ دلار برای مدت طولانی در سطوح بسیار پایین باقی بماند.

وی تصریح کرد: اگر در چنین شرایطی، نرخ دلار در افق بلندمدت در محدوده ۲۶۰ هزار تومان قرار گیرد، ترکیب آن با اونس ۴۹۰۰ دلاری، ارزش نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار را به حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون تومان خواهد رساند.

مهدی تمیزی‌فر با تشریح سناریوی تداوم تنش‌ها گفت: در صورت ادامه تنش‌های سیاسی و محدودیت‌های خارجی، حتی اگر افزایش قیمت نفت و نرخ بهره در مقاطعی اونس جهانی را تحت فشار قرار دهد، تشدید ریسک سیاسی و فشار بر نرخ ارز در ایران می‌تواند اثر متفاوتی بر طلای داخلی داشته باشد.

وی افزود: اگر در افق بلندتر، دلار به محدوده ۳۰۰ هزار تومان برسد و اونس نیز پس از عبور از دوره اصلاحی به محدوده ۴۹۰۰ دلار حرکت کند، ارزش نظری هر گرم طلای ۱۸ عیار می‌تواند به حدود ۳۵ میلیون تومان برسد.

تمیزی‌فر تأکید کرد: از این منظر، فاصله میان طلای ۳۰ و ۳۵ میلیون تومانی، بیش از آنکه صرفاً از تحولات بازار جهانی ناشی شود، بازتابی از ریسک سیاسی، تورم و شرایط پولی اقتصاد ایران خواهد بود.

محمد کلانتریون در جمع‌بندی این نشست گفت: مهم‌ترین اشتباه در تحلیل بازار طلا این است که بخواهیم آینده آن را در یک عدد خلاصه کنیم. اونس جهانی در میانه رابطه‌ای پیچیده میان جنگ، نفت، تورم، نرخ بهره و تقاضای دارایی امن قرار دارد و دلار داخلی نیز به سیاست، نقدینگی، تورم و انتظارات واکنش نشان می‌دهد.

وی افزود: داده‌های تورمی آمریکا نمونه مناسبی از همین پیچیدگی است. یک عدد تورمی بالاتر در ظاهر تنها یک آمار اقتصادی است، اما همین عدد می‌تواند انتظارات نرخ بهره را تغییر دهد، بازده اوراق و ارزش دلار را جابه‌جا کند و در نهایت بر مسیر اونس و طلای داخلی اثر بگذارد.

کلانتریون اظهار کرد: پرسش درست برای سرمایه‌گذار این نیست که طلا دقیقاً تا کجا پایین می‌آید یا تا چه سطحی افزایش می‌یابد؛ بلکه باید بررسی کند در هر سناریو چه ترکیبی از اونس و دلار شکل می‌گیرد و در آن ترکیب، کدام محدوده نسبت مناسب‌تری میان ریسک و بازده ایجاد می‌کند.

مهدی تمیزی‌فر نیز در پایان گفت: با مفروضات فعلی، محدوده ۲۰.۵ تا ۲۲ میلیون تومان برای هر گرم طلای ۱۸ عیار می‌تواند ناحیه جذاب خرید در یک سناریوی اصلاحی باشد. در مقابل، در افق بلندمدت و با فرض بازگشت اونس به مسیر صعودی، محدوده ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان، بسته به مسیر نرخ ارز، قابل تصور است.

وی تأکید کرد: در بازار طلا، پیش‌بینی دقیق آینده ممکن نیست، اما می‌توان برای سناریوهای مختلف آماده بود؛ تفاوت تحلیل با پیشگویی نیز دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

 

دیدگاه