کد مطلب: ۲۱۶۶۹۸۹
لینک کوتاه کپی شد

تحلیل هفتگی بازار آهن آلات؛ 5 تا 9 اردیبهشت 1405

تحلیل هفتگی بازار آهن آلات؛ 5 تا 9 اردیبهشت 1405

به گزارش آهن ‌آنلاین؛ بازار آهن‌ آلات در هفته‌ای که گذشت، بیش از آن‌که صحنه جهش‌های تند قیمتی باشد، شبیه کارگاهی بود که در آن هیجان آرام‌آرام جای خود را به محاسبه می‌دهد. از یک‌سو، نوسان محدود قیمت مقاطع داخلی از میلگرد و تیرآهن تا پروفیل نشان داد تب تند هفته‌های پرالتهاب اخیر فروکش کرده و بازار به سطوح واقع‌بینانه‌تری نزدیک می‌شود. از سوی‌دیگر، در لایه‌های بالادستی زنجیره و در عرصه جهانی، سیگنال‌هایی از ثبات شکننده سنگ‌آهن، چندصدایی در بازار بیلت و تضادهای منطقه‌ای در ورق و میلگرد، تصویری از صنعتی را ترسیم کرد که دیگر با یک فرمان واحد حرکت نمی‌کند. در همین‌حال، سیاست‌گذار داخلی با ابزارهایی مانند توقف صادرات ورق و اسلب، فعال‌سازی واردات و بحث معافیت فولاد از محدودیت‌های انرژی، تلاش کرده از فشار بر عرضه بکاهد و از بروز کمبود در بازار آهن‌آلات جلوگیری کند. در همین‌حال، طی دو روز گذشته نوسانات نرخ ارز نیز شدت گرفته و قیمت دلار در بازار آزاد تا محدوده ۱۸۰ هزار تومان پیش رفته است؛ عاملی که می‌تواند انتظارات قیمتی در بازار آهن ‌آلات را تحت تأثیر قرار دهد.

بازار آهن ‌آلات؛ عقب‌نشینی آرام قیمت‌ها زیر سایه کاهش هیجان

رد پای آرام‌تر شدن بازار را پیش از هر چیز می‌توان در رفتار قیمت مقاطع دید. قیمت میلگرد، سایز ۱۶ میانه هفته را در حوالی ۶۱ هزار تومان آغاز کرد و در ادامه تا محدوده ۵۹ هزار تومان عقب نشست؛ کاهش دو هزار تومانی که اگرچه از نظر اسمی چشمگیر نیست، اما از منظر رفتاری مهم است؛ خریدار دیگر حاضر نیست هر قیمت پیشنهادی را بپذیرد و فروشنده نیز بخشی از افزایش‌های هیجانی هفته‌های قبل را پس داده است. در میلگرد ذوب ‌آهن اصفهان نیز افت حدود هزار تومانی نسبت به سطح ۶۵ هزار تومانی ابتدای هفته، همین پیام را مخابره کرد و در نهایت با برگشت به سطح ۶۵ تومانی به نقطه قبل بازگشت.

 «تغییرات

 

در هفته جاری قیمت تیرآهن روند آرام‌تر اما جهت‌دارتر بود. تیرآهن سایز ۲۰ ذوب ‌آهن اصفهان با کاهش نسبت به ابتدای هفته همراه بود ولیکن با افزایش نرخ ارز در روز چهارشنبه و سقف شکنی‌های بازارهای مالی و کالایی قیمت‌ این محصول نیز به نقطه قبلی خود بازگشت، محصول مشابه آریان فولاد در همین سایز، حدود یک میلیون تومان افت قیمت را در طی هفته تجربه کرد و سپس به سطح قبلی بازگشت. اصلاح  قیمتی در روزهای میانی هفته برای بازاری که تا همین چند هفته قبل زیر فشار انتظارات تورمی و نگرانی از اختلال عرضه حرکت می‌کرد، معنای مشخصی داشت؛ بازار از فاز خرید هر موجودی با هر قیمت  فاصله گرفته بود و به‌سمت ارزیابی دقیق‌تری از نیاز واقعی و توان مالی خریداران حرکت داشت و با نوسانات ارز ریسک افزایش بیشتر قیمت‌ها لرزه بر تن بازار آهن آلات انداخت.

 «تغییرات

 

 

در زنجیره ورق، تصویر تا حدی متفاوت بود. ورق سیاه ۱۰ میل کارخانه کاویان عمدتاً در طول هفته ثبات قیمتی را تجربه کرد، اما ورق فولاد مبارکه در روزهای پایانی هفته حدود ۵ هزار تومان افزایش یافت. این رشد محدود، در بستری رخ داد که بازگشت تدریجی جریان توزیع مبارکه، در هفته‌های قبل نقش ترمز را در روند صعودی بازی کرده بود. بنابراین، افزایشی که اکنون دیده می‌شود بیش از آن‌که نشانه آغاز موج جدید گرانی باشد، می‌تواند بازتاب تعدیل انتظارات و تنظیم مجدد قیمت‌ها متناسب با هزینه‌ها و سیگنال‌های جهانی ورق گرم باشد.

 «تغییرات

 

 

در بازار پروفیل، در سایز ۵۰×۵۰ با ضخامت ۲.۵ میل پروفیل تهران با کاهش قیمت در طول هفته مواجه شد. قیمت پروفیل کارخانه اصفهان نیز تا ۴ هزار تومن اصلاح قیمتی داشته و سپس در نقطه ۱۱۵ هزار و ۴۰۰ تومانی متوقف شد، از آنجا که پروفیل یکی از حساس‌ترین حلقه‌های اتصال بین ورق و صنایع مصرف‌کننده نهایی به‌ویژه در حوزه ساختمان و سوله‌سازی است، این کاهش نشان می‌دهد که فشار قیمتی روی واحدهای پایین‌دستی تا حدودی تخفیف یافته و تقاضای نهایی هنوز به سطحی نرسیده که از رشد محسوس قیمت‌ها حمایت کند.

 «تغییرات

 

 

می‌توان گفت بازار آهن ‌آلات از فاز التهاب فاصله گرفته، حباب‌های قیمتی درحال تخلیه است و شکاف میان نرخ‌های معاملاتی، بورس کالا و بازار آزاد نسبت به هفته‌های پرتنش گذشته کاهش یافته؛ بازاری که همچنان پرریسک است، اما دیگر زیر سایه ترس از کمبود  نفس نمی‌کشد.

سیگنال‌های جهانی؛ صنعت فولاد در عصر نوسان‌های منطقه‌ای

در پس‌زمینه این تغییرات داخلی، بازار جهانی فولاد در پایان هفته میلادی گذشته صحنه‌ای از سیگنال‌های ظریف و بعضاً متناقض ارائه داد؛ صحنه‌ای که برای فهم آینده بازار آهن ‌آلات ایران نادیده‌گرفتن آن خطاست.

سنگ‌آهن، ظاهراً نشانه هایی از آرامش داشته اما در عمق خود تردید را منعکس می‌کند. افزایش موجودی بنادر چین و تداوم تولید غول‌های استرالیا و برزیل، از یک‌سو مانع جهش قیمتی شده و از سوی‌دیگر، نبود شوک منفی در عرضه اجازه ریزش سنگین را نداده است. نتیجه، «تعادل شکننده‌ای  است که هر تغییر در سیاست‌های صنعتی یا بازار مسکن چین می‌تواند آن را بر هم بزند؛ تعادلی که برای صادرکنندگان و واردکنندگان منطقه از جمله ایران حکم هشدار در برابر خوش‌بینی زودهنگام را دارد.

بیلت، چهره چندصدایی بازار را بهتر از هر محصول دیگری نشان می‌دهد. شاهد کاهش جزئی قیمت در حوزه دریای سیاه حدود ۴۷۲ دلار فوب، در کنار رشد ملایم در بازار داخلی چین تا حوالی ۴۴۰ دلار درب کارخانه و تثبیت نرخ واردات ترکیه روی ۵۰۰ دلار CFRبودیم که همگی از فشار عرضه و رقابت منطقه‌ای حکایت دارند. جهش محسوس جنوب شرق آسیا نیز نشان می‌دهد که بخشی از مصرف درحال احیا است یا حداقل عرضه‌کنندگان برای حفظ سهم بازار خود، دست به رقابت جدی زده‌اند. پیام این چندصدایی برای فعالان ایرانی روشن است: دیگر نمی‌توان با تکیه بر یک شاخص «جهانی  تصمیم‌گیری کرد؛ هر مقصد صادراتی یا مبدا وارداتی باید جداگانه تحلیل شود.

در ورق گرم، تضادها پررنگ‌تر است. چین و ترکیه با افزایش قیمتی تلاش کرده‌اند سطح قیمت‌ها را در مدار مثبت نگه دارند. درمقابل، اروپا با افت قیمت تا حدود ۷۰۵ یورو درب کارخانه، بازتابی از رکود صنعتی و ضعف تقاضا را نشان داد و جنوب شرق آسیا با کاهش جزئی در واردات ویتنام، پیام احتیاط خریداران و رقابت شدید عرضه‌کنندگان را مخابره کرد. آمریکا نیز همچنان در سطحی نسبتاً بالا و باثبات حرکت کرده و خود را تا حدی از این نوسان‌ها جدا کرده است. این وضعیت ناهمگون برای بازار ورق سیاه داخلی معنای مهمی دارد؛ قیمت دیگر فقط تابع هزینه سنگ‌آهن و بیلت نیست، بلکه مستقیماً به نبض صنایع مصرف‌کننده از خودرو تا لوازم خانگی گره خورده است.

در میلگرد، روند جهانی بیشتر رنگ ثبات یا رشد محدود دارد؛ ترکیه، چین و اروپا با رشد جزئی، همگی از بازاری می‌گویند که درحال حرکت روی سطحی بدون شوک عظیم است. اما ایران برخلاف این تصویر با کاهش قیمت میلگرد تحت تأثیر رکود پروژه‌های عمرانی و افت تقاضای داخلی حرکت کردند. این فاصله میان روند داخلی و جهانی، هم هشدار است و هم فرصت؛ هشدار از آن جهت که اتکای صرف به بازار داخل می‌تواند سودآوری را تحت فشار بگذارد، و فرصت از آن‌رو که درصورت مدیریت هزینه و کیفیت، می‌توان از این شکاف برای تقویت صادرات هدفمند استفاده کرد.

فشار تولید، سیاست‌های انرژی و تجارت؛ بازار آهن‌آلات در تلاقی سه جبهه

تحلیل بازار آهن‌آلات در خلأ تولید و سیاست‌گذاری، تصویر ناقصی به‌دست می‌دهد. صنعت فولاد ایران طی حدود ۵۰ روز اخیر تحت تأثیر هم‌زمان سه جبهه قرار داشته است؛ محدودیت‌های تولید و انرژی، شوک‌های امنیتی و حملات به زیرساخت‌ها و تغییرات سیاستی در حوزه تجارت خارجی.

در جبهه تولید، محدودیت‌های برق و اختلال در فعالیت برخی واحدهای بزرگ فولادی، شکنندگی محیط تولید را عیان کرده است. داده‌ها نشان می‌دهد تولید فولاد خام در خاورمیانه با افت نسبت به سال گذشته روبه‌رو شده و با توجه‌به وزن بالای ایران در این منطقه، بخش مهمی از این کاهش به داخل کشور بازمی‌گردد. در عین‌حال، ظرفیت اسمی بیش از ۳۰ میلیون تنی فولاد و حضور ایران در میان ده تولیدکننده بزرگ جهان نشان می‌دهد که باوجود گره‌های ساختاری از عدم توازن زنجیره و محدودیت مواد اولیه تا فرسودگی بخشی از تجهیزات و مداخلات قیمتی  امکان بازگشت به مسیر رشد وجود دارد، اگر سیاست انرژی و سرمایه‌گذاری با صنعت هم‌راستا شود.

در همین‌راستا، درخواست انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی برای معافیت صنایع فولادی از محدودیت برق و طرح ایده‌هایی مانند ایجاد «صندوق بازآفرینی فولاد  برای تأمین مالی بازسازی واحدهای آسیب‌دیده، نشان‌دهنده تلاش بخش خصوصی برای جلوگیری از تعمیق بحران است. واقعیت آن است که توقف تولید در چند مجتمع بزرگ، اگر با محدودیت برق در سایر واحدها هم‌زمان شود، به‌سرعت در سطح قیمت آهن ‌آلات منعکس خواهد شد؛ ابتدا در ورق و تیرآهن، سپس در میلگرد و پروفیل.

در جبهه تجارت، حملات اخیر به زیرساخت‌های فولادی و نگرانی از تأمین داخلی، سیاست‌گذار را به‌سمت بسته‌ای دوگانه هدایت کرده است: توقف صادرات اسلب و انواع ورق فولادی تا حداقل ۹ خرداد ۱۴۰۵، و در عین‌حال باز کردن مسیر واردات ورق و اسلب، به‌ویژه از کشورهای حوزهCIS . هدف رسمی این بسته، اولویت‌بخشی به تأمین داخل و مهار التهاب بازار است، اما پیام پنهان آن برای فعالان بازار آهن ‌آلات، افزایش نقش ریسک سیاستی در کنار ریسک‌های اقتصادی است؛ بازاری که باید دائماً قواعد جدید را رصد و خود را با آن تطبیق دهد.

هم‌زمان، سیاست‌های حمایتی اعلام‌شده از سوی وزارت صمت از هدایت نقدینگی به‌سمت تولید تا تسهیل تأمین مواد اولیه و بازسازی زیرساخت‌های حمل‌ونقل اگر با تصمیم‌های انرژی و تجاری هماهنگ شود، می‌تواند از تشدید شوک‌های قیمتی جلوگیری کند. اگر نه، هر گام اشتباه در یک حوزه، دستاورد حوزه دیگر را خنثی خواهد کرد.

افق کوتاه‌مدت بازار آهن ‌آلات؛ ثبات نسبی، ریسک‌های بیرونی و ضرورت تصمیم‌گیری داده‌محور

مجموعه این تحولات، افقی را پیش‌روی بازار آهن‌آلات ترسیم می‌کند که نه کاملاً آرام است و نه آتشین. درسمت عرضه، بازگشت تدریجی محصولات فولاد مبارکه، فعال شدن واردات ورق و تلاش برای معافیت فولاد از محدودیت‌های برق، زمینه‌ای برای پیش‌بینی‌پذیرتر شدن بازار ایجاد کرده است. درسمت تقاضا، رکود نسبی ساخت‌وساز و احتیاط صنایع مصرف‌کننده، اجازه شکل‌گیری موج‌های شدید افزایشی را نمی‌دهد، اما هر شوک جدید چه در حوزه انرژی، چه در سیاست تجاری و چه در متغیرهای منطقه‌ای می‌تواند تعادل شکننده فعلی را برهم بزند.

در چنین فضایی، سناریوی غالب برای هفته‌های پیش رو «ثبات نسبی با نوسان‌های محدود  است؛ بازاری که در آن کاهش تدریجی حباب قیمتی ادامه می‌یابد، فاصله قیمت‌های رسمی و بازار آزاد بیشتر کم می‌شود و رفتار خریداران و فروشندگان عقلانی‌تر از هفته‌های پرالتهاب گذشته خواهد بود. برای فعالان بازار، معنای این سناریو روشن است: به‌جای تعقیب لحظه‌ای قیمت‌ها و واکنش به هر خبر، مدیریت هوشمند موجودی انبار، خرید پله‌ای متناسب با نیاز واقعی و توجه‌به تفاوت روند جهانی و داخلی، کلید کاهش ریسک است.

در سطح صنعت، عبور از این مقطع حساس بدون بازطراحی جدی زنجیره معدن و فولاد دشوار خواهد بود. تنوع‌بخشی به منابع انرژی، سرمایه‌گذاری در اکتشافات معدنی، توسعه واحدهای متوسط و کوچک در مناطق دارای زیرساخت بهتر و به‌کارگیری مدیریت داده‌محور برای تنظیم عرضه و توزیع محصولات، بخشی از پیش‌شرط‌های افزایش تاب‌آوری این صنعت است؛ صنعتی که اگر بتواند از این دوره با ساختاری منسجم‌تر بیرون بیاید، همچنان قادر است نقش ستون فقرات اقتصاد صنعتی کشور را ایفا کند و بازار آهن ‌آلات را بر پایه متغیرهای واقعی، نه شوک‌های هیجانی، شکل دهد.

 

دیدگاه