کد مطلب: ۲۱۶۴۳۰۶
لینک کوتاه کپی شد

نقدینگی در آستانه ۱۶ هزار همت؛ نرخ بهره در مسیر قله/ بانک‌‌ها چگونه زیانشان را از جیب مردم تبدیل به سود کردند؟

نقدینگی در آستانه ۱۶ هزار همت؛ نرخ بهره در مسیر قله/ بانک‌‌ها چگونه زیانشان را از جیب مردم تبدیل به سود کردند؟

علی‌رغم اعلام بانک مرکزی مبنی بر تخصیص ۴۵۰۰ همت تسهیلات در قالب سرمایه‌ی در گردش بنگاه‌ها، کسب‌وکارها همچنان از کمبود نقدینگی شکایت دارند. این دوگانگی شائبه‌ی تخصیص وام به نورچشمی‌ها را تقویت می‌کند.

شبکه بانکی طی ۹ ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۴ حوالی مبلغ ۷ هزار و ۵۰۰ همت تسهیلات پرداخت کرده که در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته، معادل ۴۷.۲ درصد افزایش داشته است. تسهیلات پرداختی می‌تواند اهداف گوناگونی را دنبال کند، گاه برای ایجاد، توسعه و یا سرمایه در گردش بنگاه‌ها است، و گاهی در راستای حمایت از خانوار‌ها تحت عنوان تسهیلات تکلیفی و خرد قرار می‌گیرد.

پرداخت تسهیلات شاید در نگاه اول توسعه و رفاه را تقویت کند، اما باید ملاحظات مربوط به کنترل متغیر‌های اقتصادی نظیر نرخ بهره و تورم را در منطق خود ذخیره کند. اگر تسهیلات بیش از اندازه پرداخت شود، تورم‌زا خواهد بود و اگر بسیار کمتر از درخواست حاکم بر جامعه باشد، نرخ بهره را افزایش خواهد داد.

۸۲ درصد تهسیلات پرداختی در قالب سرمایه در گردش

اولین بخشی که در پرداخت تسهیلات شبکه‌ی بانکی خودنمایی می‌کند، سهم بالای تخصیص تسهیلات در قالب سرمایه در گردش است که ۸۲ درصد کل تسهیلات پرداختی به صاحبان کسب و کار در بازه ۹ ماهه ابتدای امسال را در برمی‌گیرد.

در تمامی تسهیلاتی که کسب‌وکار‌ها دریافت می‌کنند، ارائه اسناد مثبته از شروط تخصیص وام است. تنها ردیفی که بدون ارائه مستندات در صف تخصیص وام قرار می‌گیرد، همان تقاضای پول برای «سرمایه در گردش» است.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا تخصیص وام به آن دسته از کسب‌وکار‌هایی که مدارک مثبته ارائه نمی‌دهند در اولویت قرار دارد؟ و سوال بعدی این است اگر تخصیص ۸۲ درصد از منابع بانکی به سرمایه در گردش بنگاه‌‎ها است، چرا طبق نظرسنجی اتاق بازرگانی ایران، فعالان اقتصادی بزرگترین مشکل کسب‌وکار خود را نبود نقدینگی اعلام می‌کنند؟

بدهی پشت بدهی

برای پاسخ به دو سوال فوق به چیزی جز «استمهال» نمی‌رسیم. استمهال به این صورت عمل می‌کند که فرد بدهکار فرصت دارد تا در مهلتی که به او داده می‌شود، اصل بدهی را به همراه جریمه‌هایی که به آن تعلق گرفته، در قالب «وام جدید دیگری» تسویه کند.

حال سوال جدیدی مطرح کنیم. فرض کنید یک فرد معمولی به بانک اعلام می‌کند که توان بازپرداخت بدهی خود را ندارد. وی از بانک درخواست می‌کند که وام جدیدی به او تخصیص دهد که بتواند با آن، اصل و جریمه‌ی بدهی قبلی خود را یک جا پرداخت کند و از این پس، به پرداخت اقساط وام جدید خود بپردازد. به نظر شما پاسخ بانک به این افراد چه خواهد بود؟ قاعدتاً جواب بانک یک نه محکم است.

بنابراین با احتمال بسیار بالا، بخش بزرگی از این ۸۲ درصد تسهیلات پرداختی در قالب سرمایه در گردش، که نیاز به هیچ‌گونه مدارک مثبته هم ندارد، به خودی‌ها تخصیص داده شده است. با این کار هم ضرر در صورت‌های مالی بانک‌ها جای خود را به سود می‌دهد، و هم منتی بزرگ بر سر بنگاه‌های کشور گذاشته می‌شود که ۴ هزار و ۵۰۰ همت سرمایه در قالب سرمایه در گردش دریافت کردند.

عددی در کاغذ صحیح، اما در باطن غلط! که سیاست‌گذار را به طور کامل از ریل منطق خارج می‌کند. سیاست‌گذار می‌بیند که ۴ هزار و پانصد همت نتوانسته دردی از درد‌های نقدینگی بنگاه‌ها را دوا کند؛ ذهنیت «ناکارا بودن بنگاه» بیش از هر چیز دیگری در کالبد نهاد سیاست‌گذار شکل می‌گیرد.

سابقه‌ی تخصیص تسهیلات به خودی‌ها توسط شبکه‌ی بانکی کشور مسبوق به سابقه است. به طوری که تسهیلات پرداختی به کارمندان بانک‌ها و موسسات اعتباری تنها در سال ۱۴۰۲، ۱۰۰ همت را به چشمان خود دید. این عدد به قدری بزرگ و حاشیه‌ساز بود که بعد از آن سال، بانک مرکزی هیچ‌گاه دست به انتشار آماری تحت عنوان «تسهیلات پرداختی به کارمندان بانک‌ها و موسسات اعتباری» نزد!‌

تسهیلات به کارمندان تنها گوشه‌ کوچکی از کژکارکردی شبکه بانکی است و بخش عمده تسهیلات به شرکت‌های زیرمجموعه بانک‌ها که عموما با چند واسطه رابطه خود با بانک را پنهان کرده‌اند، تخصیص پیدا می‌کند.

می‌توان ادعا کرد که بخشی بزرگی از درخواست واقعی بنگاه‌های کشور، برای عدم بازتاب بدهی در شبکه بانکی پاسخ داده نمی‌شود و بانک‌ها تمایل دارند به بدهکاران قبلی خود وام جدیدی تخصیص دهند.

 

 

منبع: اقتصادآنلاین
دیدگاه