از مهار تحریم تا طراحی رشد؛ ۱۷ پیشنهاد راهبردی برای جهش ایران
شبکه کانونهای تفکر ایران با انتشار بیانیهای، ۱۷ راهبرد کلیدی برای گذار از رویکرد انفعالی و بهرهبرداری از فرصتهای نظم جهانی جدید ارائه کرد.
برای دههها، راهبرد ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر مهار و کنترل از طریق ابزارهای غیرمستقیم و کمهزینه مانند تحریمهای فلجکننده، جنگهای نیابتی و جنگ روانی بود. واشنگتن با اتکا به هژمونی خود در نظام بینالملل، تلاش میکرد بدون درگیر شدن مستقیم و پرهزینه، الگوی« ایران مستقل» را به زانو درآورد. اما تحولات عمیق منطقهای و جهانی در سالهای اخیر، این معادله را به طور اساسی دگرگون کرده است. شواهد نشان میدهد آمریکا، در مواجهه با کاهش کارایی ابزارهای سنتی خود و تغییر موازنهی قدرت به سمت بازیگران مستقل، ناگزیر به تجدیدنظر در این راهبرد و روی آوردن به اقدامات مستقیمتر و شتابزده شده است. این تغییر رویکرد، نه نشانهای از قدرت، بلکه بازتابی از درک واشنگتن از افول تدریجی نظم تکقطبی تحت رهبری خود و نیاز به مدیریت این افول است. در سوی مقابل، ایران با عبور از سد تحریمها، تعمیق روابط راهبردی با قدرتهای شرقی و تثبیت نقش محوری در جبههی مقاومت، در موقعیتی بیسابقه قرار گرفته است. حال شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان) طی یک بیانیه، به این پرسش کلیدی پاسخ داده است که ایران چگونه میتواند از این «فرصت تاریخی» برای تحقق یک جهش اقتصادی و تمدنی استفاده کند؟
گذار از انفعال به طراحی فعال
در بیانیه «فرصت ایران» آمده که دوران اثرگذاری راهبردهای فشار حداکثری آمریکا به سر آمده و «نظم جدیدی» در حال شکلگیری است. در این نظم در حال گذار، نقشآفرینی ایالات متحده محدودتر شده و فضا برای بازیگران مستقل مانند ایران گشودهتر شده است. این سند با اشاره به شکاف در ائتلافهای غربی، همگرایی راهبردی ایران با روسیه و چین، تضعیف پروژهی عادیسازی رژیم صهیونیستی و یکپارچگی جبههی مقاومت، بیان میدارد که پنجرهی فرصت تاریخی برای ایران گشوده شده است. با این حال، هشدار میدهد که به دام افتادن در «پارادایم انفعالی» – که پیشرفت را مشروط به رفع تحریمها میداند و از طراحی مسیر توسعه مبتنی بر مزیتهای درونی غافل است – بزرگترین مانع داخلی در برابر بهرهبرداری از این فرصت است. بنابراین، گذار به یک «پارادایم فعال» که بر پایهی «عقلانیت مقاومت» و ابتکار عمل در عرصهی بینالملل و اقتصاد داخلی استوار باشد، ضروری قلمداد شده است.
راهبرد اول: توسعهی فعالانه همکاریهای نظمآفرین
بیانیه تأکید دارد که دیپلماسی اقتصادی باید در صدر اولویتها قرار گیرد. ایران میتواند با ارائه طرحهای بزرگ و مبتنی بر منفعت متقابل، از موقعیت ژئوپلیتیک خود به عنوان پل ارتباطی استفاده کند. چهار طرح کلیدی در این زمینه پیشنهاد شده است: نخست، «طرح خزراستریم» برای تبدیل ایران به کانال سوآپ گاز روسیه به بازارهای جنوب و شرق آسیا. دوم، «طرح آسیای نو» که بر معاملهی راهبردی سرمایهگذاری چین در میادین نفتی ایران در قبال فروش نفت به یوآن استوار است. سوم، «طرح نفتی اتحاد» برای ساخت پالایشگاههای مشترک با عراق و تبدیل رقابت به همکاری در زنجیرهی ارزش انرژی. و چهارم، تبدیل ایران به «هاب کشاورزی و غلات منطقه» با استفاده از ظرفیت ترانزیت و فرآوری محصولات کشاورزی کشورهای همسایه، به ویژه روسیه.
راهبرد دوم: خلق رفاه غیرتورمی و آزادسازی منابع برای رشد
برای رهایی از دور باطل نوسانهای ارزی و تورمی که برنامهریزی بلندمدت را مختل میکند، بیانیه یک سیاست رفاهی انقلابی مبتنی بر دارایی را پیشنهاد میدهد. محور این راهبرد، شکستن انحصار زمینهای تحت مالکیت دولت در اطراف شهرها و عرضهی گستردهی آنها از طریق مدل «تأمین مالی زمینپایه» است. این اقدام با افزایش شدید عرضه، قیمت مسکن و زمین را – که سهم ۶۰ درصدی در هزینههای خانوار دارد – به طور معناداری کاهش میدهد و به نوعی «شوک رفاهی» غیرتورمی ایجاد میکند. دولت نیز میتواند از محل درآمدهای حاصل از این توسعهی شهری، بدون استقراض از بانک مرکزی، بدهیهای خود (مثلاً به صندوقهای بازنشستگی) را تسویه کند. این رویکرد، فضای مالی و سیاسی لازم را برای متمرکز شدن بر هدف رشد اقتصادی ۸ درصدی فراهم میآورد.
راهبرد سوم: پشتیبانی همهجانبه از زیرساختهای تولید
تحقق رشد بالا نیازمند رفع گلوگاههای زیرساختی است. بیانیه بر سه محور کلیدی تأکید دارد: از یک سو تأمین انرژی با محوریت کاهش مصرف گاز از طریق شرکتهای بهینهساز (ESCO) و افزایش تولید برق با توسعهی نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس خانگی و مشارکت آنها در بورس انرژی را مطرح کرده است. و از سوی دیگر، کاهش مخاطرات قیمتی با انضباطبخشی به شبکهی بانکی (منشأ اصلی رشد نقدینگی) و جایگزینی سیاست چندنرخی ارز با یک نظام تعرفهای هوشمند و توسعهی ابزارهای مالی ارزی را الزامی دانسته است. این سند برای کاهش مخاطرات حقوقی، پیشنهاداتی از جمله ارتقای ضمانت اجرای قراردادها (از طریق مکانیزمهایی مانند «بیمه سلامت قراردادی») و تثبیت حقوق مالکیت با رسمیسازی اسناد و ایجاد سامانههای ثبت الکترونیک معاملات را مطرح ساخته است.
راهبرد چهارم: سیاستگذاری فعال در بخشهای کلیدی
به جای تکیهی صرف به سیاستهای کلی، این بیانیه لزوم مداخلهی هوشمند و رفع گلوگاههای اختصاصی در بخشهای استراتژیک را خاطرنشان میسازد. در بخش کشاورزی و امنیت غذایی، بر خلاف تصور رایج کمبود آب مطلق، بر «فعالسازی ظرفیت آب سبز» (رطوبت خاک) از طریق توسعهی علوفهکاری مکانیزه، و مدیریت سیلابها و آبخیزداری با مشارکت نهادهای غیردولتی تأکید شده تا میلیاردها مترمکعب آب جدید وارد چرخهی تولید شود. در بخش سلامت، با توجه به نیروی انسانی مجرب و پیشرفتهای علمی، هدف تبدیل ایران به «قطب درمانی و تولید دارو» در منطقه و جهان اسلام تعریف شده است. این امر مستلزم توسعهی زیرساختهای درمانی با مدل مشارکت عمومی-خصوصی، تربیت هدفمند نیروی انسانی و تسهیل فرآیندهای ثبت و صادرات دارو است.
به طور خلاصه، بیانیه «فرصت ایران» با خوانشی امیدوارانه از تغییرات ژئوپلیتیک، ایران را در آستانهی یک «فرصت تاریخی» برای جهش میداند؛ اما هشدار میدهد که تحقق این فرصت، منوط به گذار از ذهنیت انفعالی به سمت طراحی فعال، ابتکار عمل در عرصهی بینالملل و اجرای اصلاحات جسورانه و درونزا در اقتصاد داخلی است. موفقیت در این مسیر، نه تنها پیشرفت ایران را شتاب میبخشد، بلکه الگویی از توسعهی مستقل را به نمایش خواهد گذاشت.